. . . اگه یکی بفهمه که خیلی دوستش داری اون وقته که برای همیشه از دستش میدی
|
تنها مردن
پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1385
دل
سه شنبه بیست و پنجم مهر 1385 د لي دارم پر از درد و پر از غم نمي دانم غم دل كي شود كم شكايت مي كنم از غم چو مجنون دلي دارم پر از درد و پر از خون غم عشقي كه بيچاره كند دل دل ما همچو كِشتي مانده در گِل بهاري بودم و خوشحال و خندان ولي افسوس غم اُفتاد بر جان شب و روزم گذ شته از حكايت دگر چيزي نمانده جز شكايت همه از درد و غم نالان و بي هوش وجود من زغم گشته فراموش كلام آخرم اي دوست اين است كه تا غم هست دنيايم چنين است .
زندگی
سه شنبه هجدهم مهر 1385 وقتي به دنيا آمدم به من آموختند ، دوست بدارم و دوستي كنم . حال كه با تمام وجود دوستش دارم به من مي گويند : فراموشش كنم . زندگي به من آموخت كه چگونه عاشق شوم ، ولي نياموخت كه چگونه فراموشش كنم . زندگي به من آموخت كه چگونه فكر كنم ، اما فكر كردن به من نياموخت كه چگونه با او سر كنم . زندگي به من آموخت كه چگونه دوست داشته باشم ، ولي دوست داشتن نياموخت كه چگونه از آن دل بكنم . زندگي به من آموخت كه درد و رنج چيست ، ولي نياموخت كه چگونه درد را تحمل كنم .
قلب
چهارشنبه دوازدهم مهر 1385 ___________0000000_____________0000000
آموخته ام كه
چهارشنبه دوازدهم مهر 1385 آموخته ام كه : تنها كسي كه در زندگي مرا شاد مي كند كسي است كه به من مي گويد تو مرا شاد كردي . آموخته ام كه : كه گاهي تمام چيزي كه يك نفر مي خواهد تنها دستي است ، براي گرفتن دست او و قلبي است براي درك كردن وي . آموخته ام كه : كه تنها اتفاقات كوچك روزانه است كه زندگي را دوست داشتني ومعني دار ميكند . آموخته ام كه : كه زندگي سخت ودشوار است، اما من از آن سخت ترم . آموخته ام كه : كه لبخند ارزانترين چيزي است كه مي توان با آن نگاه را وسعت داد . آموخته ام كه : ما هميشه به دوستي احتياج داريم كه لحظه اي با وي از جدي بودن دور شويم و خودمان باشيم . آموخته ام كه : لبخند ارزانترين راه براي زيباتر ساختن چهره است . آموخته ام كه : وقتي در بندر غم لنگر مي اندازي ، شادي در جايي ديگر شناور است . آموخته ام كه : همه افرادي كه با آنها روبرو مي شويم شايستگي سلامي آميخته با لبخند را دارند .
|
|
|