تبليغاتX
عاشق دل تنها

. . . اگه یکی بفهمه که خیلی دوستش داری اون وقته که برای همیشه از دستش میدی

مصاحبه با خدا

دوشنبه بیست و نهم آبان 1385

در خواب ديدم كه با خدا مصاحبه مي كردم...

خدا از من پرسيد: « دوست داري با من مصاحبه كني؟»

پاسخ دادم: « اگر شما وقت داشته باشيد»

خدا لبخندي زد و پاسخ داد:

« زمان من ابديت است... چه سؤالاتي در ذهن داري كه دوست داري از من بپرسي؟»

من سؤال كردم: « چه چيزي درآدمها شما را بيشتر متعجب مي كند؟»

خدا جواب داد....

« اينكه از دوران كودكي خود خسته مي شوند و عجله دارند كه زودتر بزرگ شوند...و دوباره آرزوي اين را دارند كه روزي بچه شوند»

«اينكه سلامتي خود را به خاطر بدست آوردن پول از دست مي دهند و سپس پول خود را خرج مي كنند تا سلامتي از دست رفته را دوباره باز يابند»

«اينكه با نگراني به آينده فكر مي كنند و حال خود را فراموش مي كنند به گونه اي كه نه در حال و نه در آينده زندگي مي كنند»

«اينكه به گونه اي زندگي مي كنند كه گويي هرگز نخواهند مرد و به گونه اي مي ميرند كه گويي هرگز نزيسته اند»

دست خدا دست مرا در بر گرفت و مدتي به سكوت گذشت....

سپس من سؤال كردم:

«به عنوان پرودگار، دوست داري كه بندگانت چه درسهايي در زندگي بياموزند؟»

خدا پاسخ داد:

« اينكه ياد بگيرند نمي توانند كسي را وادار كنند تا بدانها عشق بورزد. تنها كاري كه مي توانند انجام دهند اين است كه اجازه دهند خود مورد عشق ورزيدن واقع شوند»

« اينكه ياد بگيرند كه خوب نيست خودشان را با ديگران مقايسه كنند»

«اينكه بخشش را با تمرين بخشيدن ياد بگيرند»

« اينكه رنجش خاطر عزيزانشان تنها چند لحظه زمان مي برد ولي ممكن است ساليان سال زمان لازم باشد تا اين زخمها التيام يابند»

« ياد بگيرند كه فرد غني كسي نيست كه بيشترين ها را دارد بلكه كسي است كه نيازمند كمترين ها است»

« اينكه ياد بگيرند كساني هستند كه آنها را مشتاقانه دوست دارند اما هنوز نمي دانند كه چگونه احساساتشان را بيان كنند يا نشان دهند»

« اينكه ياد بگيرند دو نفر مي توانند به يك چيز نگاه كنند و آن را متفاوت ببينند»

« اينكه ياد بگيرند كافي نيست همديگر را ببخشند بلكه بايد خود را نيز ببخشند»

باافتادگي خطاب به خدا گفتم:

« از وقتي كه به من داديد سپاسگذارم»

و افزودم: « چيز ديگري هم هست كه دوست داشته باشيد آنها بدانند؟»

خدا لبخندي زد و گفت...

«فقط اينكه بدانند من اينجا هستم»

« هميشه»

.نوشته شده توسط دوست خیلی خوبم فاطمه

+ ساعت 18:34 نويسنده عاشق دل تنها |

اگه یکی رو دیدی

سه شنبه شانزدهم آبان 1385

اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري رد مي شي بر مي گرده ونگات مي كنه بدون براش مهمي .

اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري مي اُفتي بر مي گرده و با عجله مياد سمتت بدون براش عزيزي .

اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري مي خندي بر مي گرده ونگات مي كنه بدون واسش قشنگي .

اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري گريه مي كني بر مي گرده و مياد باهات اشك مي ريزه بدون دوست داره .

اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري با يكي ديگه حرف مي زني تََركِت مي كنه بدون عاشِقته .

اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري تَركش مي كني برات فقط سكوت مي كنه بدون ديوونته .

اگه يكي رو ديدي كه از نبودنت داغون شده بدون براش همه چي بودي .

اگه يكي رو ديدي كه يه روز از بي تو بودن مي ناله بدون، بدون تومي ميره .

اگه يكي رو ديدي كه بعد رفتنت لباس سفيد پوشيده بدون، بدون تو مرده .

اگه يكي رو ديدي كه يه گوشه اُفتاده ويه پارچه سفيد كشيدن روش بدون واسه خاطره تو بوده .

اما اگه يه روز ديد يش كه سر بالا جوابتوميده يا روشو بر ميگردونه و نه يا حتي جواب سلام تو رو نميده بدون كه اصلا دوستت نداره .

 

+ ساعت 16:5 نويسنده عاشق دل تنها |

عشق

جمعه پنجم آبان 1385

عشق ، عشق مي آفريند .

عشق ، زندگي مي بخشد .

زندگي ، رنج به همراه دارد .

رنج ، دلشوره مي آفريند .

دلشوره ، جراًت مي بخشد .

جراًت ، اعتماد به همراه دارد .

اعتماد ، اميد مي آفريند .

اميد ، زندگي مي بخشد .

زندگي ، عشق به همراه دارد .

عشق ، عشق مي آفريند .عشق

+ ساعت 13:32 نويسنده عاشق دل تنها |