. . . اگه یکی بفهمه که خیلی دوستش داری اون وقته که برای همیشه از دستش میدی
|
تنهای تنها بودم . . .
شنبه بیست و یکم مهر 1386 تنهای تنها بودم ، با تنهايی درد دل ميكردم ، من بودم و يك دنيا تنهايی تو آمدی و مرا عاشق كردی ، عاشق آن قلب پر از محبتت كردی مرا در اين دنيای عاشقی در به در كردی . بدان كه من به آسانی گرفتار تو نشدم ! در اين راه عاشقی سختی كشيدم ، درد كشيدم ، انتظار سختی كشيدم تا با تو و عاشق تو بمانم . تو با ماندنت در كنارم كاری كن كه همه اين سختی ها را از ياد ببرم . اينك كه من گرفتار تو شدم و راهی برای بازگشت به سوی تنهايی ندارم تا آخر راه با تو می مانم ، بدان كه برای عشقت جان خواهم داد . زندگی ام فدای تو ، اين قلب كوچك و پر از غمم برای تو ، اين همه احساس پر از عشق در وجودم نيز تقديم به تو . بدان كه بيشتر از همه چيز دوستت دارم ، دوستت دارم ، دوستت دارم و دوستت دارم باز می نويسم كه دوستت دارم ، عزيزم خيلی دوستت دارم . تكرار مكرر كلمه دوستت دارم را باز به زبان خواهم آورد تا بيشتر از هر لحظه ای باور كنی كه من بيشتر از هر زمانی و بيشتر از هر چيزی دوستت دارم عزيزم . اين همه سختی و اين همه انتظار و اين همه غم و غصه در اين لحظه های عاشقی نشان از عشق و دوست داشتن من نسبت به تو می باشد . تو باور نكنی خدای عاشقان باور دارد كه دوستت دارم . كلمه مقدس دوست داشتن و ابراز آن به تو با گفتن آن كلمه نيست ، با نوشتن و يا حس كردن آن نيست ، بايد با ماندن تا آخرين لحظه زندگی ام به تو ثابت كنم كه دوستت دارم . شايد زمانی كه مرگم فرا برسد بفهمی كه من چقدر تو را دوست داشته ام ! بفهمی كه چقدر من برای رسيدن به تو سختی كشيدم ، و زمان مرگم باور كنی كه به حرفم و عهدی كه با تو بستم پايبند بودم . آری پس ای خدای بزرگ كاش زودتر مرگ من فرا رسد تا فاطمه باور كنه چقدر او را دوست ميداشتم . قدر مرا بدان ای يار ، غرورم را در آن سرزمين تنهايی ها شكستی ، مرا تسليم آن قلب پاك و از عشقت كردی ، مرا در اين دنيای عاشقی دربه در كردی ، مرا وابسته آن قلب پر از محبتت كردی ، اينك كه تو مرا عاشق كردی بيا و تا پايان راه با من باش . بيا و مرا پشيمان از اين عاشق شدن نكن و مرا وسوسه نكن كه دوباره با تنهايی باشم . تنهای تنها بودم ، اما اينك با تو هستم ، هستم می مانم و خواهم ماند و بارها گفته ام و ميگويم و خواهم گفت كه دوستت دارم ، باز می گويم كه دوستت دارم … دوستت دارم و دوستت دارم ……. آری دوستت دارم . اين كلمه را از حفظ نمی گويم ، اين كلمه مقدس را از ته دلم می گويم .آری از ته دلم با صدای آهسته می گويم كه دوستت دارم . سلام عزيزان اميدوارم كه نماز و روزتون مورد قبول حق باشه ، عيد فطر هم كه خدمت همتون تبريك ميگم . از اون اپ قبليم تا اين اپ جديد 3 تا رويداد مهم بود كه نميشد جشن بگيريم تو وبم ، اوليش اينه كه وبم يكساله شد ، دوميش تولد عشقم فاطمه بود كه خرده بود به شهادت حضرت علي (ع) ، سوميش هم سالگرد دوستيم با فاطمه بود كه خرده بود دوباره به شب قدر . دوباره از اين جا هم به عشقم فاطمه تبريك ميگم .
مهربانم . . .
پنجشنبه پنجم مهر 1386 مهربانم چندی است که روی ماهت را ندیده ام ، چند روزی است که دیگر به سراغم نمی آیی و سراغم را نمی گیری ، نکند دیگر مرا نمی خواهی ولی نه ، تو مهربانتر از آن هستی که بخواهی به همین زودی فراموشم کنی ، پس بیا و مهربانی ات را به من ثابت کن ، بیا تا من بدانم هنوز دوستم داری وهنوز هم مرا می خواهی ، بیا تا در کنار وجود زیبایت زندگی را بیاموزم و دوست داشتن را با هم معنا کنیم و عشق را به آخر برسانیم ، تنها یاور تنهایی ام یک قلم و یک دفترچه است که سینه ام را پناه داده ام و استخوانهایم را تراشیده ام و اشکهایم را مرکبش قرار داده ام تا برای تو و به خاطر تو بنویسم که دوستت دارم و زندگی را با تو میخواهم و جز تو مرگ را به یاری می طلبم ، چون بدون تو نمی خواهم که در کنار دیگری باشم و مرگ را بهتر از دوری تو میدانم ، آری یاورم سینه ای خسته و قلبی شکسته است ، چیزهایی که وقتی به سراغ آنها می روم ، یادت را برایم زنده می کند و وجود مهربان و چشمان زیبایت را برایم به ارمغان می آورد و چشمان انتظار زده ام را نوید می بخشد پس بیا ، بیا که پیش از این طاقت این همه دوری را ندارم می خواهم که در کنارت باشم در کنار تو مرگ را در آغوش بگیرم تا همگان بفهمند که عشق من از عشق لیلی و مجنون هم بیشتر است عشق من از عشقی که به فرهاد به شیرین داشت بیشتر است و برای رسیدن به تو حاضرم کوه را بشکافم و در میانش با اشک هایم رودی جاری سازم که نوایش نوای عشق باشد و صدایش صدای یک عاشق باشد که تو را می طلبد و تو را می خواهد تا فرهاد بداند که برای رسیدن به شیرین کاری نکرده است و برای رسیدن به تو حاضرم بیابانها را بگردم مجنون صحرا شوم و عکس زیبایت را بر روی شن زار ساحل عشق بکشم و سر را بروی آن بگذارم ، آری سوگند یاد می کنم که اگر تو هم مرا بخواهی برای رسیدن به تو می گردم و همه چیزهایی را که می خواهند ما به هم نرسیم از بین خواهم برد تا تو را برای همیشه به دست آورم و در کنارت باشم .
|
|
|