تبليغاتX
عاشق دل تنها

. . . اگه یکی بفهمه که خیلی دوستش داری اون وقته که برای همیشه از دستش میدی

دوستت دارم .

یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386

دوستت دارم اما نه به اندازه ي بارون ، چون يه روز بند مياد .

دوستت دارم اما نه به اندازه ي برف ، چون يه روز آب مي شه .

دوستت دارم اما نه به اندازه ي گل ، چون يه روز پژمرده مي شه .

دوستت دارم به اندازه ي دنيا ، چون هيچ وقت تموم نمي شه .

دوستت دارم کمتر از خدا و بيشتر از خودم چون به خدا ايمان دارم و به تو احتياج .

دوستت دارم چون تنهاترين ستاره زندگي مني .

دوستت دارم چون تنها ترين مصراع شعر مني .

دوستت دارم چون تنها ترين فکر تنهايي مني .

دوستت دارم چون زيباترين لحظات زندگي مني .

دوستت دارم چون زيباترين روياي خواب مني .

دوستت دارم چون زيباترين خاطرات مني .

دوستت دارم چون به يک نگاه عشق مني .

دوستت دارم بيش تر از معناي واقعي کلمه دوست داشتن .

دوستت دارم چون تو ارزش دوست داشتن را داري .

دوستت دارم چون تو نيز مرا دوست مي داري .

دوستت دارم همچو طلوع خورشيد در سحر گاه عشق .

دوستت دارم همچو تکه ابرهاي سفيدي که در اوج آسمان آبي در حال عبورند .

دوستت دارم چون تو رو ميخواهم .

دوستت دارم از تمام وجودم ، با احساس پر از محبت و عشق .

دوستت دارم بيش تر از آن چه تصور مي کني .

دوستت دارم همچو رهايي پرنده از قفس و پرواز پر غرور او در اوج آسمان ها .

دوستت دارم همچو امواج دريا که آرام به کنار ساحل مي آيند و آرام نيز به دريا مي روند .

دوستت دارم همچو غنچه اي که آرام آرام باز مي شود و گل مي شود .

دوستت دارم همچو اواخر زمستان که شکوفه هاي بهاري باز مي شوند .

دوستت دارم همچو چشمه اي در دل کوه که آرام جاري مي شود بر روي زمين و تبديل به آبشاري مي شود که از دل کوه سرازير مي شود .

دوستت دارم همچو مهتابي که شب هاي تيره و تار را با حضورش پر از روشنايي مي کند .

دوستت دارم همچو باران! باراني که تن تشنه دنيا را جان مي دهد و مي شويد .

دوستت دارم چون چشمانت اين حقيقت قلبم را باور دارد .

دوستت دارم چون تو آخرين اميد زندگي مني ، و لياقت اين دوست داشتن را داري .

دوستت دارم و حاضرم برای اثبات عشقم به هر کاری دست بزنم .

دوستت دارم نه برای خودم برای قلبم .

+ ساعت 10:47 نويسنده عاشق دل تنها |

شخصی دیوار خانه اش را برای نوسازی خراب می کرد ، خانه های ژاپنی دارای فضایی خالی بین دیوارهای چوبی هستند ، این شخص در حین خراب کردن دیوار در بین ان مارمولکی را دید که میخی از بیرون به پایش کوفته شده است .

دلش سوخت و یک لحظه کنجکاو شد ، وقتی میخ را بررسی کرد تعجب کرد این میخ ده سال پیش هنگام ساختن خانه کوبیده شده بود !!!

چه اتفاقی افتاده ؟

مارمولک ده سال در چنین موقعیتی زنده مونده !!! در یک قسمت تاریک بدون حرکت .

چنین چیزی امکان ندارد و غیر قابل تصور است.

متحیر از این مساله کارش را تعطیل و مارمولک را مشاهده کرد.

تو این مدت چکار می کرده ؟ چگونه و چی می خورده ؟

همانطور که به مارمولک نگاه می کرد یکدفعه مارمولکی دیگر با غذایی در دهانش ظاهر شد !!!

مرد شدیدا منقلب شد .

ده سال مراقبت ، چه عشقی ! چه عشق قشنگی !!!


اگر موجود به این کوچکی بتواند عشق به این بزرگی داشته باشد پس تصور کنید ما تا چه حدی می توانیم عاشق شویم اگر سعی کنیم .

+ ساعت 7:36 نويسنده عاشق دل تنها |