. . . اگه یکی بفهمه که خیلی دوستش داری اون وقته که برای همیشه از دستش میدی
|
تقدیم به او که نبود ولی حس بودنش بر من شوق زیستن داد . . .
جمعه بیست و ششم بهمن 1386
تقدیم به چشمهای در راه مانده و دلهایی که آنها را شکستند ... تقدیم به اشکهایی که غرورشان شکسته شد ... تقدیم به عهدهایی که کسی آنها را نبست ... پیمان هایی که شکسته شد و کسانی که انها را شکستند ... سینه از آتش دل در غم جانانه بسوخت آتشی بود در این خانه که کاشانه بسوخت تنــــم از واسطه دوری دلــبر بگداخت جـــــــانم از آتش مهر رخ جانانه بسوخت ديروز اعزای عمومی اعلام شد . نگران نباشید این اعزا فقط برای کسانی است که عشق خود را گم کرده اند و با چشمانی خمار آلود غم ، کوچه پس کوچه های همین خیابان را به دنبال اولین و آخرین عشق خود می گردند . همه خیابانها و کوچه پس کوچه ها را به دنبال او می گردیم . ديروز یعنی روز عاشقان یعنی روز بیست و پنجم بهمن مصادف با چهاردهم فوریه بهتر است بنشینیم و موشکافانه تر این مسئله را بنگریم و برای آن علاجی بیابیم . نگذاریم که این زندگی ساز به نفرت تبدیل شود . عشق راستین از خویشتن فارغ است و از هر چه ترس ، رها . بدون هیچ چشمداشت یا اندکی توقع ، خود را به محبوب فرو می باراند . شادمانیش در بخشیدن است ، نه ستاندن . عشق نیرو مندترین نیروی مغناطیسی موجود در عالم . عشق پاک فارغ از خویشتن – بی نیاز از هر گونه طلب یا انتظار – به ناچار همجنس و هم سنگ خود را به سوی خود می کشاند ، هر چند کمتر کسی از عشق حقیقی بویی برده است . آدمی که در مهر و محبت خود ، غاصب و خودخواه یا ترسو است ، قهرا آنچه راکه دوست می دارد از دست می دهد . حسد بزرگترین دشمن عشق است ، چون تخیل از دیدن کشش محبوب به سوی دیگری سر به شورش بر می دارد ، و اگر این ترسها خنثی نشوند ، بی تردید به عینیت در می آیند . به امید آن روزی که دیگر غم از خیابان ما عبور نکند . نوشته شده توسط خانم گیتی خوشدل
روز ولنتاين را به تمامي عاشقاني كه معني عشق واقعي را درك ميكنند از صميم قلب تبريك ميگويم . اميدوارم كه روزهاي خوبي رو با عشقتون سپري كنيد . امضاء : عاشق دل تنها
تموم شد . . .
چهارشنبه دهم بهمن 1386 از چیزهایی که بین من و تو بود فقط خاطرات تلخ و شیرین موند . روزها به سختی داره میگذره ، ولی چاره چیه باید تحمل کرد . این چیزی بود که تو خودت خواستي ؛ میدونی چرا این تصمیم رو گرفتم و خيلي راحت و ساده ازت گذشتم ... چون دیگه طاقت عذاب کشیدنت رو نداشتم . وقتی تو به خاطر من جلو همه خورد ميشدی و حرفی نميزدی ، این من بودم که از درون داغون شدم . طاقت نداشتم ببینم هر روز که میگذره ذره ذره از درون میسوزی و مثل شمع آب میشی و حرفی نمیزنی ... برگرد به گذشته ... ببین تو همونی هستی که تا چند ماه قبل بودی ... نه... نیستی ... خیلی عوض شدی ... هم اخلاقت و هم رفتارت ، من از همین سوختم . اون روز صدای گرفته من به خاطر جدای نبود ، به خاطر اون حرفات بود به خاطر این بود که باز هم نتونستم حاجتم رو از خدا بگیرم . به خدا من دوست داشتم تا آخر عمرم با تو باشم و پیش تو بمونم اما وقتی من میدیم تو از اینکه در کنار من هستی هیچ احساس آرامشی نمیکنی ، وقتی میدیدم تو خودت میسوزی و به من نمیگی ، وقتی میدیدم من از اینکه تو با من هستی همیشه شادم ولی تو همیشه غمگین ... دیگه چکار میتونستم بکنم جز اینکه خيلي راحت خودمو از تو دور نگاه دارم تا تو همیشه آسوده و راحت باشی . رفتم که راحت و آسوده به زندگیت برسی ... از اینکه من در کنار تو بودم خاطرات خوبی داشتم از اینکه تو به من کمک کردی تا خودمو بیشتر بشناسم ازت ممنونم ، اما خوب دیگه وقت جدایی بود ، وقتی که هیچ موقع دلم نمیخواست بیاد . به خدا اون موقع اشک تو چشمام جمع شده بود چونکه میدونستم تو دیگه میخواي برا همیشه از پیشم بري چه من بخوام چه نخوام ... خوب دیگه چکار میشه کرد . اما امیدوارم که تو هیچ وقت دلت برا من تنگ نشه و ميدونم كه نميشه ... از خدا میخوام که هیچ وقت هیچ کسی دل تو رو نشکنه ، فقط یه چیز رو بزار بهت بگم ... دوست داشتم هیچ وقت احساس تنهایی نکنی ... دوست داشتم براي يك بار هم كه شده باور داشته باشی که یکی هم هست که دلش برا تو تنگ شده و از ته دل دوستت داره و همیشه از خدا سلامتی تو رو میخواد ، اما هيچ وقت باور نكردي و نخواستي كه باور كني و خيلي راحت منو فراموش كردي . من آرزو داشتم بتونم تو رو همیشه شاد نگه دارم اما نتونستم ، اميدوارم كه با دوري از من شاد باشي ، دلم میخواستم از اینکه در کنار منی هیچ وقت ناراحت نباشی اما اینم نشد ... من با تمام وجودم دوستت داشتم . دیگه من بدون تو هیچم ، تو بدون من خوش بودی و هستی پس بدون من باش ... آنکه درکش نکردي و در اوج دوست داشتن تنهايش گذاشتي و رفتي . . . امير .
|
|
|