تبليغاتX
عاشق دل تنها

. . . اگه یکی بفهمه که خیلی دوستش داری اون وقته که برای همیشه از دستش میدی

سال نو مبارک . . .

شنبه بیست و پنجم اسفند 1386

يا مقلب القلوب و الابصار

 یا مدبر الليل و النهار

يا محول الحول و الاحوال

حول حالنا الي احسن الحال

  

 

نو بهار است در ان کوش که خوش دل باشی /   که بسی گل بدمد تو باز در گل باشی

من  نگویم  با که بنشین و چه بنوش   /  که تو خود دانی گر زیرک و عاقل باشی

 

کم کم داریم به سال نو نزدیک می شیم شاید اگر با نو شدن طبیعت ما هم نو بشیم بد نباشه .

شاید اگر بشینیم ، یه یک ساعت خلوت کنیم با خودمون ببینیم چی کار کردیم تو سال 86 بد نباشه.

ببینیم کجا کم گذاشتیم؟

کجا خوب بودیم ؟

کجا می تونستیم بهتر باشیم و نبوديم و ...

هیچ کسی مثل خودمون نمی تونه در مورد خودمون قضاوت کنه .

پس بیایم ما هم نو بشیم ، پس از همین الان به خودمون قول بدیم که دیگه اشتباهاتمون رو تکرار نکنیم .

 

اي كاش سال نو ، موسمي بود براي رويش دوباره ي دوستي ها .
اي كاش مي شد قلب ها را چون خانه ها ، خانه تكاني كرد از غم ها .
اي كاش .
اي كاش ..
اي كاش ...
واين "اي كاش ها" تا انسان در زمين است ، ادامه خواهد داشت ...


بي هيچ پاياني و بي هيچ نشاني از اميد ...


و زندگي با اميد زيباست ، هر چند اميدي باشد واهي ....


و اميدوارم كه زندگيتان سرشار از شادكامي باشد .

 

 

کاش همه تو سال جدید به آرزوي قلبي شون برسن ، آرزوی ما که بر باد رفت ولی

امیدوارم همه به آرزوشون برسن ....

سال خوبی را پيشاپيش از صميم قلب براي همه عزيزاني كه بهم سر ميزنن آرزو ميكنم ...

+ ساعت 6:26 نويسنده عاشق دل تنها |

هر چه گفتم  و هر چه سوختم و ساختم بیهوده بود ...

 

هر چه به او گفتم دوستش دارم انگار یک خواب بود و هر چه با عشق و احساس او سوختم و ساختم پوچ پوچ بود ...

 

دیگر نمیدانم چگونه باید از آنکه دوری بگویی که دوستش داری ...

 

تو بگو ای قلب عاشق من ، چگونه باید این دوست داشتن را ابراز ميكردم ؟

 

من هستم  و یک قلب سرخ ، که درون قلب سرخ یک دنیا محبت و عشق نهفته است و من تو را دوست میداشتم ، گرچه تو این دوست داشتنم را باور نداشتي ....

 

کاش میدانستی كه قلبم یک آرزو داشت و تنها آرزویش تو بودي !


کاش میدانستی قلبِ مجنونم ، یک معشوق دارد و تنها لیلای آن تو بودي!


کاش میدانستی که قلبم تنها یک احساس دارد و آن احساس پاک ، تنها برای تو هست ....

 

و ای کاش میدانستی که قلب عاشقم تنها یکی را دوست میداشت و آن تو بودي!


تویی و آن قلب مهربانت و یک دنیا احساس پاک در وجودت !


منی که مدتها به انتظار تو در جاده هاي انتظار نشسته بودم ، منی که مدتها بود از خدای خویش آرزوی تو را داشتم ، و منی که لحظه ها و ثانیه ها به یاد تو و به انتظار تو مینشستم ، چگونه بگویم که

دوستت داشتم ؟

 

آهای ای دو چشم خیس من ، دو چشمی که شب و روز برای او اشک ریختید ، و تا سحرگاه به یاد او به آسمان عاشقی ، به مهتاب و ستارگان نگاه می انداختید ، و ای دو چشمی که مرا عاشق او کردید  و مرا در دنیای عاشقی اسیر کردید شما به او ميگفتيد که دوستش داشتم ...

 

آری به او ميگفتيد که  خیلی دوستش داشتم ....

+ ساعت 6:59 نويسنده عاشق دل تنها |