تبليغاتX
عاشق دل تنها

. . . اگه یکی بفهمه که خیلی دوستش داری اون وقته که برای همیشه از دستش میدی

زندگی من يک سو ، تو نيز همان سو

جمعه بیستم اردیبهشت 1387

تا چشمان تو را ديدم ديوانه شدم ، تا دستان تو را گرفتم عاشق شدم .

تا چشمان تو را ديدم به چشمي ديگر نگاه نكردم و تا قلبت را در قلبم احساس كردم عاشق كسي ديگر نشدم .

آري من رسم عاشقي را خوب به جا آوردم .

اولين كلامي كه به تو گفتم دوستت دارم بود و من اين كلمه را به هيچكس به جز تو نگفتم .

تو برايم عزيزترين عزيزي و به جز تو كسي براي من مانند تو عزيز نيست .

زماني كه عاشق شدم به خودم عهد بستم كه واقعا عاشق باشم !

تمام حرفهايم درد دل قلب شكسته من است ، تمام درد دلهايم پر از صداقت و يكدلي است !

آنانكه قلب مرا شكستند را به كلي فراموش كردم خاطرات گذشته را از ذهنم دور كردم و يادگاري هاي

بي معرفتان را سوزاندم و تنها تو هستي و قلب تو هست و نام تو هست و يك دنيا محبت و عشق تو در وجودم !

همه را از ياد بردم به خاطر تو ، قيد همه كس و همه چيز را زدم به خاطر تو ، شكنجه عشق را تحمل كردم به خاطر تو ، بدترين لحظه هاي عاشقي را به جان خريدم به خاطر تو ، اين همه اشك ريختم و اين همه غم و غصه خوردم به خاطر تو ، اينك كه من حتي از زندگي و از دنيايم گذشتم .

بيا با قلب من مدارا كن ، قلب مرا از اين گرداب شكنجه هاي عاشقي با محبتت نجات بده و تو نيز به خاطر من زندگي كن!

نام عشق برايم تكراري شده بود ، احساس عشق برايم دروغين شده بود ، و لحظه هاي عاشقي برايم سوت و كور شده بود ، اما با آمدن تو احساس عشق در وجودم دوباره شعله ور شد !

اگر مي بيني كه بي خيالم بدان كه احساس عشق در باطنم است و باطنم پر از شور و شوق عاشقي است و آن بي خيالي ظاهري است ، اگر ميبيني ساده ام بدان كه خيلي دوستت دارم ، اگر ميبيني ساكتم بدان كه ميترسم سخني بر زبان بياورم و ميترسم با سخنم دلت را به درد آورم !

حالا خودت بگو حرفهايم دروغ است يا از روي عاشقي است ؟

خودت بگو حرفهايم براي آرام كردنت است يا باطني است ؟

خودت قضاوت كن اي قاضي قلب من و اي شاهد عشق من !

عزيزم بارها گفته ام كه دوستت دارم را از حفظ نمي گويم اين بار هم ميگويم كه اين كلمه را از حفظ

نمي گويم اين كلمه مقدس را از ته دلم ميگويم ! آري از ته دلم مي گويم !

به خداوندي خدا ، به اين عشق پاكمان قسم ، به قرآني كه ميخواني قسم اين كلمه را از ته دلم مي گويم و به آن وفادارم !

دوستت دارم كلمه ساده اي نيست ، كلمه اي پر مفهوم و پر فراز است ، دوستت دارم چون ميخواهم به هدفم برسم ، دوستت دارم چون واقعا لايق آن هستي ، دوستت دارم چون اراده كرده ام كه به تو برسم ، دوستت دارم چون ميخواهم با تو زندگي كنم ، دوستت دارم چون ميخواهم تا آخرين لحظه مرگم با تو باشم ، آري اين كلمه را از ته دلم ميگويم ، اين كلمه مقدس را از تمام وجودم بر زبان مي آورم .

             دوستت دارم

+ ساعت 6:52 نويسنده عاشق دل تنها |

من تو را . . .

یکشنبه یکم اردیبهشت 1387

من تو را به کسي هديه مي دهم که از من عاشق تر باشد و از من براي تو مهربان تر .
من تو را به کسي هديه مي دهم که صداي تو را از
دور، در خشم، در مهرباني ، در دلتنگي ، در خستگي ، در هزار همهمه ي دنيا ، يکه و تنها بشناسد .
من تو
را به کسي هديه مي دهم که راز معصوميت گل مريم و تمام سخاوت هاي عاشقانه اين دل معصوم دريايي را بداند ؛ و ترنم دلپذير هر آهنگ ، هر نجواي کوچک ، برايش يک خاطره باشد .
او بايد
از نگاه سبز تو تشخيص بدهد که امروز هواي دلت آفتابي است ؛ يا آن دلي که من برايش مي ميرم ، سرد و باراني است .
اي .... ، اي بهانه ي زنده بودنم ؛ من تو را به
کسي هديه مي دهم که قلبش بعد از هزار بار ديدن تو، باز هم به ديوانگي و بي پروايي اولين نگاه من بتپد .
همان طور
عاشق ، همان طور مبهوت و مبهم ...
تو را با دنيايي حسرت به او خواهم
بخشيد ؛
ولي آيا
او از من عاشق تر و از من براي تو مهربان تر است ؟

آيا او بيشتر ازمن براي تو گريسته است ؟

 نه ... هرگز ... هرگز
ولي ، تو در عين ناباوري
... ...
مي دانم ... من دير
رسيدم ... خيلي دير ... خيلي ...
يك بار ديگر بگذار بي ادعا اقرار كنم كه هر
روز دلم برايت تنگ مي شود .
روزهايي که تو را نمي بينم ، به آرزوهاي خفته ام
مي انديشم ، به فاصله بين من و تو ...
هر روز به خود مي گويم کاش شيشه عمر غرورم را
شکسته بودم .
کاش
به تو مي گفتم که عاشقانه دوستت دارم تا ابد ...

اي كاش . . .

+ ساعت 4:14 نويسنده عاشق دل تنها |