تبليغاتX
عاشق دل تنها

. . . اگه یکی بفهمه که خیلی دوستش داری اون وقته که برای همیشه از دستش میدی

دلم میخواست . . .

چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387

دلم مي خواست من باشمو تو با يک دنياي خالي .

دوست داشتم تو باشي منو دو قلب ﭘر احساس .

اما نميشه بدون تو دنيا برام ارزشي نداره ، کاش خودم مي مردم ، اما مرگ لحظه هاي ﭘر احساس زندگيمو

نمي ديدم .

خدايا چه سخته ، تحملش چه سخته .
اما مي دونم که اگه نشد باهم باشيم ، اما قلبامون هنوز باهمه ، من الان بيش از هر زماني اون دلي که بهم دادي تو قلبم حس مي کنم .
امشب اگه تنهام ، اگه نيستي باهم اشک بريزيم ، اما ضربان قلبتو توي دلم احساس مي کنم .
اگه هر شب از شوق بودن با تو خوابم نمي برد ، امشب از درد جدايي و غم نبودنت نمي تونم بخوابم .
نيستي اما من حست مي کنم ، باهام حرف نمي زني اما من صداتو مي شنوم که تو دلت داري حرف مي زني .

نمي بينمت اما با همه وجود تو ذهنمي الان به ياده لحظه آخر افتادم ، لحظه آخر صدات لرزيد ، صداي منم لرزيد
وقتي صدات قطع شد باور لحظه ها برام مشکل شد ، تازه فهميدم که ديگه هرگز اين صدارو نمي شنوم ، اشک ريختم ، اما چيزي عوض نشد .
من موندم با يک جاده بي انتها که از اين به بعد کسي رو براي همراهي ندارم ، چه دردناک بود اون لحظه قدرت تحملشو نداشتم ، اما چاره اي جز تحمل نداشتم .
زندگي با من چي کار کرد ؟ امشب چه طولاني شده ، بغضمم نميشکنه ، امشب همه چيز عزاب آور شده ، سکوت ، بغض خفه کننده ، فکر ت ، صداي ضربان قلبم ، تحمل ، نفس کشيدنم ، باور لحظه هام و نگه داشتن قلبي که تو به من دادي سخته ، سخت تر از حد توانم ، حست ميکنم ، با همه وجود حست مي کنم ، مي دونم که الان داري به من فکر مي کني ، مي دونم ، باور دارم .
با من نيستي اما من تورو با ذره ذره وجودم حس مي کنم .
مي دونم که تو هم منو حس مي کني .
دارم آهنگايي که با همه وجود به تو دادم گوش مي دم ، اون روز که اون آلبومو به تو دادم مي دونستم که توي اين شب که عزاب آور ترين شب زندگيمه تنها اين آلبوم ميتونه منو با آهنگاش باور کنه ، براي همين به تو دادم ، تا تو هم تو اين شب بري سراغش ، کاش تو هم الان گوش بدي و مثل من خودتو به احساس واقعي اين آهنگا ﺑﺴﭙاري
يک بار بهت گفته بودم ، الان بازم ميگم ، به تو ساده دل ندادم که بري ساده ز يادم ، هر چقدر بيشتر فکر مي کنم کمتر مي تونم باور کنم که ديگه باهم نيستيم .
چه ﭘاک بود اين احساسي که بين ما بود ، چه ساده بوديم هردومون .
ما که توقع زيادي نداشتيم ، فقط مي خواستيم خودمونو فداي احساسي که برامون ارزش داشت بکنيم ، اما نشد
زندگي به ما مهلت نداد .
خدايا زندگي چه بي رحمه .
ما که توقع زيادي نداشتيم ، فقط مي خواستيم با هم باشيم ، اما زندگي اين حقو از ما گرفت .

کاش بودي و مي ديدي که بدون تو دليلي براي ادامه ندارم .
ساعت ها از لحظه آخره با هم بودنمون گذشته ، اما من انگار تو اون لحظه متوقف شدم .
دوست ندارم که از ذهنم بيرونش کنم .
خدايا چه سخته جدايي ، هنوز به اندازه نصف روز از لحظه آخر نگذشته اما من طاقتم داره تموم ميشه ، چقدر دلم برات تنگ شده .

دلم بد جوري گرفته ، اما اين بار تو نيستي که برات از دلتنگيام بگم ، ستاره دلتنگي هاي منم امشب تو آسمون گم شده ، ﭘيداش نمي کنم .
اين شبم که به آخر نميرسه .
خدايا اين زجر تا کي مي خواد ادامه داشته باشه ؟.

چرا ديشب که با هم مي خنديديم زود گذشت ؟

ولي امشب که با هم نيستيم ﭘايان نداره ؟
مي خوام از خدا بخواهم که به هر دومون کمک کنه ، من دعا مي کنم تو هم دستاتو بالا بگير تا دعامون بر آورده بشه ، مي دونم که سخته اما بيا باور کنيم که براي ما بازگشت امکان نداره .
نمي دونم امشب تا کي مي خواهد طول بکشه .
اما من تحمل مي کنم ، تو هم تحمل کن ، ميدونم که ميگي سخته ، مي دونم که داري اشک ميريزي و ميگي نميخوام
اما اينم مي دوني که ما مجبوريم که زير بار غصه هامون تحمل کنيم ، ﭘس منم با تو اشک ميريزم و سعي مي کنم که با هر قطره اشکم هم باورمو بيشتر کنم و هم احساسمو .
دوستت دارم براي هميشه ، مي دونم که تو هم تا آخرين لحظه دوستم خواهي داشت .
مي خوام برم ، برمو از فردا با سکوت و دل شکستم يک زندگي بي دليلو شروع کنم ، ميخوام برم و با همه اين چيزايي که اتفاق افتاده باز خدارو شکر کنم ،
تو هم برو، برو تا کم کم بتوني باور کني که هميشه هر چي تو زندگي دوست داشته باشي بهش نميرسي .
دلم برات چه تنگه ، دنيا دلش چه سنگه .
دنيا حسابي مارو دور خودش دوونده ،  صبرم زياده اما عمري ديگه نمونده .

برام سخته ، خيلي هم سخته .
اما بايد بگم ، خداحافظ زيباترين لحظه هاي زندگي من ، خداحافظ خاطرات من خداحافظ براي هميشه .

 

 

 

نوشته دوست خوبم بهناز از uk , sheffield

 

+ ساعت 6:32 نويسنده عاشق دل تنها |