تبليغاتX
عاشق دل تنها - ببخش

. . . اگه یکی بفهمه که خیلی دوستش داری اون وقته که برای همیشه از دستش میدی

ببخش

دوشنبه سی و یکم اردیبهشت 1386

چرا از تو نگویم ؟ چرا اشک های تو را نسرایم ؟

وقتی همه ی دریا ها در قلب مهربان تو جریان دارند چرا من یک

قطره ی پر هیاهو نباشم .

چه شب ها که به یاد تو فانوس دعا را در ایئان تنهایی اویختم

چه روزها که به یاد تو با درختان پر حوصله درد و دل کنم

انقدر منتظرت مانده ام که همه ی پنجره ها مرا میشناسد

چرا دلم برایت تنگ نشود؟ چرا دست های تو را ستایش نکنم ؟

چرا خوشبو ترین گل ها ی دنیا را برای تو نچینم؟

چرا عطر ماه را در شیشه ای نریزم و به تو تقدیم نکنم؟

اگر تو نباشی غم هایم را پیش چه کسی ببرم؟

اگر تو نباشی رنج هایم را با که بگویم؟

اگر تو نباشی روزهای من به شب نمی رسند  و شب هایم در جاده تاریک زمان سر در گم میشوند

اگر تو نباشی امدن صبح هم لطفی ندارد و اگر تو نباشی ترانه هایم را دور خواهم ریخت

از تو عزیز تر کیست که درد هایم را با او در میان بگذارم

و زخم های دلم را پیش رویش بشمارم

از تو ائینه تر کیست که درد های روحم را به من نشان دهد بی انکه سرزنشم کند

در روز ها که ابر ها بی وقفه بالای سرکم راه میروند  جز تو چه کسی زیر درخت بید می ایستد و در باد ترانه برایم می خواند

عزیزم مرا به خاطر همه ی نامه هایی که برای تو ننوشته ام ببخش!

مرا به خاطر لبخند هایی که زندانی کرده ام و از تو دریغ داشته ام ببخش!

بهترینم ...............صدایم را ببخش ...........لبهایم را ببخش ............اشک هایم را ببخش!!!!!!

+ ساعت 3:21 نويسنده عاشق دل تنها |