تبليغاتX
عاشق دل تنها - دست خودم نيست . . .

. . . اگه یکی بفهمه که خیلی دوستش داری اون وقته که برای همیشه از دستش میدی

دست خودم نيست . . .

چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386

اگر می بینی عاشق تو هستم ،  دیوانه تو هستم ،  و تمام فکر و زندگی من تو شده ای به خدا بدان که این دست خودم نیست !

اگر میبینی چشمانم در بیشتر لحظه ها خیس است و دستانم سرد است و اگر میبینی همه لحظه های دور از تو بودن اینهمه سخت و  پر از غم و غصه است بدان که این دست خودم نیست !

دست خودم نیست که همه لحظه ها تو را در جلو چشمانم میبینم و به یاد تو می باشم .

دست خودم نیست که دوست دارم همیشه در کنارت باشم ،  دستانت را بگیرم ، بر لبانت بوسه بزنم و تو را در آغوش خودم بگیرم !

به خدا دست خودم نیست که هر شب به آسمان نگاه می اندازم و ستاره ای درخشان را میبینم و به یاد تو می افتم !

دست خودم نیست که هر سحرگاه به انتظارت مینشینم تا در آسمان دلم طلوعی دوباره داشته باشی !

 عزیزم دست خودم نیست که اینهمه تو را دوست میدارم ،  این همه احساسات عاشقانه که من برای تو مینویسم دست خودم نیست !

همه این احساسات و عواطف عاشقانه از این قلب عاشق من است ،  و بدان که همه این دردسر ها و غم و غصه ها و اشکها درد این قلب عاشق من است !

این قلب سرخ و کوچک من انتظاری بالاتر از عشق دارد ! این قلب من تو را میخواهد وبه جز تو هیچ چیز از من نمیخواهد !. نه خونی میخواهد و نه نفسی ، نه زندگی را میخواهد و نه هم نفسی این قلب سرخ تنها تو را میخواهد . فقط تو را !

عزیزم دست خودم نیست ، دست این قلب پر توقع من است !

به قلبم حق میدهم که تنها تو را میخواهد چون تو اولین و آخرین عشق واقعی و همدلی  هستی که در اعماق قلبم نشسته ای و کسی هستی که میتوانی قلبم را برای همیشه نزد خود نگه داری و با حضورت در قلبم انتظار آن را برآورده کنی چونکه تو لایق آن هستی عزیزم !

 نوشته شده توسط دوست خوبم مهدی

+ ساعت 7:10 نويسنده عاشق دل تنها |