. . . اگه یکی بفهمه که خیلی دوستش داری اون وقته که برای همیشه از دستش میدی
|
تموم شد . . .
چهارشنبه دهم بهمن 1386 از چیزهایی که بین من و تو بود فقط خاطرات تلخ و شیرین موند . روزها به سختی داره میگذره ، ولی چاره چیه باید تحمل کرد . این چیزی بود که تو خودت خواستي ؛ میدونی چرا این تصمیم رو گرفتم و خيلي راحت و ساده ازت گذشتم ... چون دیگه طاقت عذاب کشیدنت رو نداشتم . وقتی تو به خاطر من جلو همه خورد ميشدی و حرفی نميزدی ، این من بودم که از درون داغون شدم . طاقت نداشتم ببینم هر روز که میگذره ذره ذره از درون میسوزی و مثل شمع آب میشی و حرفی نمیزنی ... برگرد به گذشته ... ببین تو همونی هستی که تا چند ماه قبل بودی ... نه... نیستی ... خیلی عوض شدی ... هم اخلاقت و هم رفتارت ، من از همین سوختم . اون روز صدای گرفته من به خاطر جدای نبود ، به خاطر اون حرفات بود به خاطر این بود که باز هم نتونستم حاجتم رو از خدا بگیرم . به خدا من دوست داشتم تا آخر عمرم با تو باشم و پیش تو بمونم اما وقتی من میدیم تو از اینکه در کنار من هستی هیچ احساس آرامشی نمیکنی ، وقتی میدیدم تو خودت میسوزی و به من نمیگی ، وقتی میدیدم من از اینکه تو با من هستی همیشه شادم ولی تو همیشه غمگین ... دیگه چکار میتونستم بکنم جز اینکه خيلي راحت خودمو از تو دور نگاه دارم تا تو همیشه آسوده و راحت باشی . رفتم که راحت و آسوده به زندگیت برسی ... از اینکه من در کنار تو بودم خاطرات خوبی داشتم از اینکه تو به من کمک کردی تا خودمو بیشتر بشناسم ازت ممنونم ، اما خوب دیگه وقت جدایی بود ، وقتی که هیچ موقع دلم نمیخواست بیاد . به خدا اون موقع اشک تو چشمام جمع شده بود چونکه میدونستم تو دیگه میخواي برا همیشه از پیشم بري چه من بخوام چه نخوام ... خوب دیگه چکار میشه کرد . اما امیدوارم که تو هیچ وقت دلت برا من تنگ نشه و ميدونم كه نميشه ... از خدا میخوام که هیچ وقت هیچ کسی دل تو رو نشکنه ، فقط یه چیز رو بزار بهت بگم ... دوست داشتم هیچ وقت احساس تنهایی نکنی ... دوست داشتم براي يك بار هم كه شده باور داشته باشی که یکی هم هست که دلش برا تو تنگ شده و از ته دل دوستت داره و همیشه از خدا سلامتی تو رو میخواد ، اما هيچ وقت باور نكردي و نخواستي كه باور كني و خيلي راحت منو فراموش كردي . من آرزو داشتم بتونم تو رو همیشه شاد نگه دارم اما نتونستم ، اميدوارم كه با دوري از من شاد باشي ، دلم میخواستم از اینکه در کنار منی هیچ وقت ناراحت نباشی اما اینم نشد ... من با تمام وجودم دوستت داشتم . دیگه من بدون تو هیچم ، تو بدون من خوش بودی و هستی پس بدون من باش ... آنکه درکش نکردي و در اوج دوست داشتن تنهايش گذاشتي و رفتي . . . امير .
|
|
|