تبليغاتX
عاشق دل تنها - به او بگوئید که دوستش داشتم !

. . . اگه یکی بفهمه که خیلی دوستش داری اون وقته که برای همیشه از دستش میدی

هر چه گفتم  و هر چه سوختم و ساختم بیهوده بود ...

 

هر چه به او گفتم دوستش دارم انگار یک خواب بود و هر چه با عشق و احساس او سوختم و ساختم پوچ پوچ بود ...

 

دیگر نمیدانم چگونه باید از آنکه دوری بگویی که دوستش داری ...

 

تو بگو ای قلب عاشق من ، چگونه باید این دوست داشتن را ابراز ميكردم ؟

 

من هستم  و یک قلب سرخ ، که درون قلب سرخ یک دنیا محبت و عشق نهفته است و من تو را دوست میداشتم ، گرچه تو این دوست داشتنم را باور نداشتي ....

 

کاش میدانستی كه قلبم یک آرزو داشت و تنها آرزویش تو بودي !


کاش میدانستی قلبِ مجنونم ، یک معشوق دارد و تنها لیلای آن تو بودي!


کاش میدانستی که قلبم تنها یک احساس دارد و آن احساس پاک ، تنها برای تو هست ....

 

و ای کاش میدانستی که قلب عاشقم تنها یکی را دوست میداشت و آن تو بودي!


تویی و آن قلب مهربانت و یک دنیا احساس پاک در وجودت !


منی که مدتها به انتظار تو در جاده هاي انتظار نشسته بودم ، منی که مدتها بود از خدای خویش آرزوی تو را داشتم ، و منی که لحظه ها و ثانیه ها به یاد تو و به انتظار تو مینشستم ، چگونه بگویم که

دوستت داشتم ؟

 

آهای ای دو چشم خیس من ، دو چشمی که شب و روز برای او اشک ریختید ، و تا سحرگاه به یاد او به آسمان عاشقی ، به مهتاب و ستارگان نگاه می انداختید ، و ای دو چشمی که مرا عاشق او کردید  و مرا در دنیای عاشقی اسیر کردید شما به او ميگفتيد که دوستش داشتم ...

 

آری به او ميگفتيد که  خیلی دوستش داشتم ....

+ ساعت 6:59 نويسنده عاشق دل تنها |